تبليغاتX
گیاه پزشک

گیاه پزشک

گیاه پزشکی - گیاهان و امراض گیاهی - حشرات مفید و مضر -آفات گیاهی و ...

سفيدك پودري انگور (سياه بور)                                       Grapevine powdery mildew  

بيماري در مناطق مختلف ايران نامهاي متفاوتي چون كفك (در رشت)، سياه‌ بور (اصفهان)، سفيدك (شيراز)، شته (كاشان) دارد. طبق بعضي ازشواهد و مدارك، اصلِ بيماري ازسرزمين ژاپن است. اولين بار قارچ عامل در سال 1834از امريكاي شمالي گزارش شده است ولي بيماري درامريكا از اهميت چنداني برخوردار نبود. بيماري براي اولين بار درسال 1845 درناحيه بريتانياي كبير در گلخانه‌هاي Margate توسط باغبان انگليسي به نام Tucker مشاهده شده است. شديدترين اپيدميهاي آن مربوط به كشورهاي اروپايي به خصوص كشور فرانسه، اسپانيا وايتاليا است كه دربعضي ازسالها محصول تاكستانها را به كمتر از يك چهارم كاهش داده است. بيماري در ايران براي اولين بار درسالهاي 51- 1250 در رضائيه مشاهده شده است. اكنون بيماري در تمام نقاط انگورخيز كشور ديده مي‌شود.

عامل بيماري قارچ Uncinula necator است كه ميسليوم قارچ كاملاً سطحي است و مواد غذايي خود را بوسيله هاستوريم(مكه) تأمين مي‌نمايد؛ همچنين اين مكه‌ها براي تثبيت قارچ درسطح نبات بكار مي‌رود. زمستانگذراني قارچ به صورت ميسيليوم درداخل جوانه‌هاست. البته در مناطق سرد زمستانگذراني بصورت پريتسيوم نيز مي‌باشد.

شدت بيماري موقعي كه جوانه‌ها متراكمند يا رطوبت بالاست و جاهاي كه سايه‌دار است بيشتر است. در اثر حمله قارچ كيفيت و كميت ميوه كاهش يافته، همچنين باعث حساسيت درخت به سرما مي‌شود. قارچ به ميوه، برگ، خوشه، جوانه، پيچكها، دم ميوه و شاخه‌هاي جوان حمله مي‌كند. در اثر حمله پوششهاي سفيد و خاكستري روي اندامهاي گياه ديده مي‌شود. در روي برگ لكه‌هايي محدود را ايجاد مي‌كند كه در آخر فصل اين لكه‌ها نكروزه مي‌گردند. حمله قارچ به غوره‌ها به علت عدم تعادل فشار در قسمت داخلي و خارجي باعث تركيدن ميوه مي‌گردد وپيش از آنكه غوره‌ها به نصف اندازه حقيقي برسند مي‌ريزند. ميوه‌هاي رسيده مورد حمله قارچ قرار نمي‌گيرند. خوشه‌هاي سفيدك زده كمي سياه و سبك هستند. اگر بيماري هنگام گل و قبل از آن شديد شود گلها مي ريزند و دانه تشكيل نمي‌شود. حبه‌ها كوچك مانده و رشد نمي‌كنند و آبدار نمي‌شوند غالباً حبه‌ها ترك خورده و مي پوسند. سفيدك مو درشرايط خشك بدون ترك خوردن باعث زودرسي انگور مي‌شود. درهواي مرطوب شكافها روي انگور يا غوره زود پيدا مي‌شود.

  

 

كنترل:

          1- گوگرد ميكرونيزه      ----------        kg90- 60  در هكتار

    مبارزه با گوگرد در 3 نوبت انجام مي‌شود. نوبت اول در 7- 6 برگي جوانه‌ها به ميزان 15-10 كيلوگرم. نوبت دوم بعد از ريختن گلبرگها و بسته شدن دانه به ميزان 30-20 كيلوگرم و نوبت سوم 20-15 روز بعد به ميزان 40-30 كيلو، در صورت انبوهي تاكستان تا 60 كيلوگرم قابل افزايش است.

      2- سولفور(الوزان- كوزان)      wp80-90 %   و  4-3     درهزار

      3- دينوكاپ(كاراتان) FN-57  wp 18.25 %   و   1      درهزار

      4- پنكونازول(توپاز)             EW   20   %  و 0.125  درهزار

      5- هگزاكونازول(انويل)      SC   5   %     و0.25    درهزار

     6- نوآريمول(تريميدال)       EC     9    %       2/0      درهزار

توصيه‌ها: دينوكاپ در نوبت اول كه هوا خنكتر است مصرف شود و سولفور در نوبتهاي بعدي كه هوا گرمتر است. هرس سبز درختان مو و از بين بردن علفهاي هرز ، جهت كاهش رطوبت و تهويه باغ در كاهش بيماري موثر است.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 18:24  توسط نیما میری  | 

عروسك خربزه

Aulacophora foveicollis

Coleoptera: Chrysomelidae

 

در درجه اول به خيار و خربزه و در درجه دوم به هندوانه و كدو خسارت مي زند.حشره كهمل برگهاي گياه ميزبان را سوراخ سوراخ مي كند ولي خسارت اصلي مربوط به لارو افت مي باشد كه طوقه و ريشه گياه حمله ميكند و باعث خشك شدن بوته مي شود.

زيست شناسي:

زمستان را بصورت حشره كامل در زير توده هاي برگهاي ريخته وخشك شده علفهاي هرز به خصوص گرامينه هاي وحشي و دائمي و در شكاف درختان يا شكاف زمين و يا در زير كلو خه ها به سر مي برد. در بهار در اواسط فروردين تا اواسط ارديبهشت ظا هر و در ساعات گرم روز پرواز مي نمايد و از برگ گياهان تغذيه مي كند . مدت تغذيه حدود يك ماه است.اولين تخمريزي در اوايل خرداد ماه صورت مي گيرد .هر حشره ماده تا 300 عدد تخم مي گذارد.تخم ها به صورت انفرادي در روي بوته خربزه يا در داخل خاك گذاشته مي شود .

دوران تكاملي تخم حدود دو هفته مي باشد. لاروها پس از خروج وارد خاك ميشوندو از ريشه تغذيه و در دخل ساقه تونل ايجاد ميكنند.دوره لاروي 30 تا 40 روز و قبل از اين كه لاروها تبديل به شفيره شوند سه بار جلد عوض مي كنند. شفيره در خاك و در لانه گلي تشكيل مي شود و بعد از 10 روز حشرات كامل نسل دوم ظاهر مي گر دند.خسارت نسل دوم اهميت اقتصادي ندارد و حشرات براي زمستان گذراني به پناهگاههاي مختلف مي روند. در برخي از نواحي گرمسيري تا 5 نسل در سال دارد.



کنترل عروسک خربزه :

1- كاهش رطوبت خاك يكي از عوامل محدود كننده تفريخ تخم و فعاليت لارو مي باشد و بنابراين در مزارعي كه كمتر ابياري ميشوند يا از روش پشته كاري و ابياري نشتي استفاده ميشود خسارت افت كمتر مي باشد .

2- در صورت لزوم مبارزه شيميايي استفاده از كاربارين (سوين) يا يكي از سموم فسفره الي و چون لارو افت ريشه خوار است و در زمان كشت از گرانول كلرپيريفوس به ميزان 20 كيلو در هكتار عليه لارو استفاده مي شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 18:23  توسط نیما میری  | 

لارو اسكارابیفرم – بدن لارو بدن لارو استوانه ای خمیده ، سر مشخص و سه جفت پای سینه ای نسبتا بلند دارد . حلقه های انتهای شكم معمولا حجیم و دارای یك جفت سوراخ تنفسی در طرفین اولینحلقه سینه و ۸ جفت سوراخ تنفسی در حلقه های شكم می باشد . در سطح نیم حلقه شكمی و حلقه انتهائی تزئیناتی از موههای ظریف وجود دارند. كه وسیله تشخیص می باشند. این لاروها در خاك یا داخل قسمت چوبی درختان زندگی می كنند.
۵- لارو الاتریفرم Elateriform بدن مفتولی شكل و دارای سه جفت پای سینه ای كوتاه است و معمولا نباتخوار بندرت گوشتخوار هستند .
۶- لارو ورمیفرم Vermiform: این لارو كرمی شكل و فاقد پا و هر گونه پیوست هستند ، سر كوچك و نامشخص و گاهی كم رشد كرده است و در گروههای مختلف حشرات اشكال متفاوتی دارن و در محیط های متفاوت ،زیر خاك ، داخل بافت های گیاهی ، حیوانی و آب زندگی می كنند.
۷- لارو پلاتیفرم Platiform - لاروهای كوتاه و پهن با پاهای كوتاه و گاهی فاقد پا میباشند معمولا نباتخوار هستند ، مثل لارو پشه های Culicidae ، بعضی از حشرات مانند لاروهای خانواده Meloidae در سنین مختلف لاروی اشكال متفاوتی به خود میگیرند. در این لاروها وقتی از تخم خارج می شوند كامپودئی فرم هستند و به علت داشت سه ناخن در پنجه Triungulinنامیده می شوند.لاروها در این مرحله تحرك زیاد دارند ولی وقتی به توده تخم ملخ ها رسیدند ابتدا كارابی فرم و سپس اسكارابی فرم می شوند و پس از تغذیه كامل از تخم ملخ ها به شكل شفیره های Coarctata یا پوپاریوم در می آیند .چنین حشراتی را با استحاله های اغراقی یا Hypermetabola می گویند. شفیره : ( pupa)
در حشرات با دگردیسی كامل لارو پس از طی آخرین سن لاروی وارد مرحله شفیرگی میشود. در این مرحله حشره فاقد حركت و تغذیه و هر نوع فعالیت ظاهری دیگر است . شفیره گاهی بدون پوشش ولی معمولا در داخل پیله یا كپسول یا محفظه ای دیگر این مرحله را طی می كند. از نظر شكل خارجی ، وجود یا عدم وجود پیوست های آزاد در سطح خارجی بدن ، در شفیره اشكال زیر دیده می شود:
۱- شفیره آزادLiberal pupa : این شفیره ها معمولا سفید رنگ و پیوست شاخك پاها و بالها و بال ها با كمی فاصله از بدن و به طور آزاد قرار دارند به طوری كه شفیره می تواند حركاتی انجام بدهد.
۲- شفیره غیر آزاد Obtecte pupa جلد این شفیره ها معمولا سخت و علائم ظهور بالها و پاها و شاخكها در سطح خارجی بدن نمایان ولی به آن چسبیده است .
۳- شفیره مخفی Coarctate pupa در این حالت بدن شفیره به وسیله آخرین جلد لاروی پوشیده می شود. این شفیره ها پوپاریوم نیز نامیده می شوند . در این نوع شفیر ه هیچ گونه پیو های خارجی نمایان نمی باشد پوپاریوم در حقیقت جلد سخت شده لارو سن آخر است.
۴- حشره كامل Adult:
آخرین مرحله رشد و نمو حشره است. حشره كامل اغلب دارای بال بوده و اعضاء بدن كامل مشخص و در حقیقت شكل اصلی حشره را دارند. در این مرحله ،حشره تكثیر نموده و منتشر میشود. خروج حشره كامل از پیله ها و یا جلد شفیرگی به طرق مختلف صورت می گیرد . گاهی با ترشح مواد حل كننده پیله ابریشمی یا جویدن پوشش مومی یا فشار كپسول سر و یا با استفاده از خارهای جلوی سرانجام می گیرد. حشرات كامل اغلب دارای دوشكل جنسی ( sexual dimorphism ) هستند و نر وماده یك گونه با هم اختلاف شكل ضاهری دارند . چنانچه در سوسری شرقی نرها دارای بال و ماده ها فاقد آن هستند. در سوسك كرگدنی فرم عمومی بدن و بخصوص وجود زائده بلند در جلوی سینه در نرها و در ماده ها تفاوت دارند. همچنین تغییر فرم شاخك در جنس نر و ماده پروانه ابریشم بافت ناجور بوضوح دیده می شود. علاوه بر دو شكل جنسی ، در بعضی گونه ها كه به طور كلنی زندگی می كنند. چند شكلی Polymorphism نیز وجود دارد.مانند زنبور عسل و موریانه كه در یك كلنی كارگران Workers ، نرهاDrones ملكه ( Queen) و سربازان ( Soldiers ) با هم متفاوتند . دوره زندگی حشرات كامل بسیار متغیر است . در ملكه زنبور عسل وموریانه ها ممكن است كه به چندین سال برسد و در یك روزه ها طول این مدت كمتر از یك روز است. یكی دیگر از پدیده های زندگی حشرات سازش آنها با تغییرات محیط است مثلا شته سیاه باقلا( Aphis fabae ) تا زمانی كه گیاهان علفی وجود دارند در روی آنها فعالیت می كند ، ولی در زمستان كه گیاهان مزبور وجود ندارد افراد بالداری در بین شته ها پیدا می شوند كه پرواز كرده به روی درختان شمشاد منتقل می شوند. بعلاوه حشرات مانند بسیاری از موجودات در شرایط اكولوژیك متفاوت نژادهای مختلف بوجود می آورند. اگر تغییر محیط (حرارت ، رطوبت، تغذیه و غیره...) برای حشره خوش آیند نباشد ، فعالیت خود را به طور موقت متوقف می سازد. این حالت را وقفه Arrest می نامند. این حالت به حشره امكان می دهد كه بتواند خود را از شرایط نا مساعد محفوظ نگاه دارد. دیاپوز (Diapause) پدیده پیشرفته تری از وقفه است كه با پیدا شدن هورمون هائی در بدن حشره ، در یك مرحله از زندگی ، فعالیت خود را متوقف می نماید . دیاپوز
در مراحل تخم ، لارو، پوره، شفیره و حشره

كامل ممكن است بوقوع بپیوندد.در پروانه ابریشم و ملخ مراكشی دیاپوز در مرحله تخم است ، در كرم سیب و لیسه سیب دیاپوز در مرحله لاروی پیش می آید . در پروانه سفید كلم و پرطاووسی گلابی ، دیاپوز در مرحله شفیرگی است ، در سوسك سر خرطومی سیب دیاپوز در مرحله حشره كامل می باشد.
۴- تولید مثل Reproduction :
تولید
مثل از طریق دو جنسی با انجام عمل لحاق یا تركیب گامت نر (اسپرماتوزوئید ) و گامت ماده(اوول) صورت می گیرد. گاهی تولید مثل به طریق بكرزائی ( Parthenogenesis ) و بدون دخالت گامت نر انجام می شود و جنین در داخل تخم های تلقیح نشده رشد می كند . بكرزائی به دو صورت اختیاری (Facultative p.) مثل زنبور عسل و یا اجباری Obligatory P. مثل بعضی از زنبورها و شپشك ها صورت می گیرد . بعلاوه تولید مثل ممكن است به طرق زیر نیز صورت می گیرد:
۱- پدوژنز paedogenesis كه در واقع یك نوع بكرزائی پیشرس است چنانچه در پشه Miastor metraloas لاروهای ماده حاوی تخمدانهای رشد یافته ای بوده و سلولهای اووسیت آنها بدون تلقیح رشد می نماید و تبدیل به لاروهای ماده می شوندكه از بافتهای لارو مادر تغذیه می‌نمایند و تولید تخمهای دیگر می كنند. این تخم ها مجددا لاروهای زاینده ، ایجاد می نمایند. به این طریق در نسل های متوالی ، به طرق بكرزائی پیشرس و بدون اینكه تبدیل به حشره كامل بشوند تولید مثل می كنند. گاهی همین حشرات تحت تاثیر درجه حرارت رطوبت، غذا و عوامل دیگر تبدیل به شفیره و سپس حشره كامل می گردند و حشره ماده پس از جفتگیری تخمریزی می‌نماید .
۲- نئوتنی Neoteny - تولید مثل پیشرس است و در موریانه ها در تحت شرایط خاصی مشاهده می شود . چنانچه ملكه موسس یك كلنی ناگهان از بین برود ، در بعضی از پوره‌ها دستگاه تناسلی بسرعت رشد كرده و بدون اینك خصوصیات ظاهری حشره كامل را پیدا كنند ، وظیفه تكثیر و تولید مثل را به عهده می گیرند.
۳- چند جنینی Polyembryony این حالت در بعضی از زنبورهای Encyrtus مشاهده می‌شود . زنبور ماده فقط یك تخم در بدن میزبان قرار می دهدولی از رشد تخم چندین جنین در بدن میزبان به وجود می آید .مانند Ageniaspis fusicolis كه پارازیت لیسه سیب است.
۴- هرمافرودیسم Hermaphrodism این طریق تولید مثل ، در حشرات ، بندرت دیده می‌شود ولی مواردی از آن در گونه ای از بهاره ها Perla marginata مگس Termitostroma sp. و شپشك استرالیائی مشاهده می شود. Perla marginata گرچه افراد نر و ماده وجود دارد ولی در افراد نر اندامهائی شبیه تخمدان حشرات ماده مشاهده می شود كه در آنها سلولهای اولیه تخم نیز وجود دارد. اینسلول ها مراحل ابتدائی تقسیم را نیز طی می كنند ولی هیچ وقت كامل نمی‌شود و در نتیجه حشره نر تنها قادر به تولید اسپرماتوزوئید می باشد.
در
شپشك استرالیائی Iceria purchasi - حشرات ماده دارای تخمدانهائی هستند كه در عین حال وظیفه گونادهای افراد نر را هم بر عهده دارند. بدین ترتیب كه در قسمتهای مركز آن اسپرماتوزوئید تولید می شود و در ناحیه خارجی آن سلول تخم Ovule بوجود می آید. در مراحل بعدی اوول و اسپرماتوزوئید در داخل مجرای تخم Oviduct با هم تركیب شده تخم حشره را بوجود می آورند كه به صورت مجتمع در داخل كیسه های سفید رنگ در انتهای بدن چسبیده اند. در این گونه ، اگر سلولهای تخم تلقیح نشود ، از تخمهای حاصل افراد نر بوجود میاید كه هاپلوئید هستند و ظاهراً بدون كاهش كروموزومی میتوانند تولید اسپرماتوزوئید بنمایند. قاعدتاً این حشرات اگر با افراد ماده جفتگیری كنند می توانند سلول اوول را تلقیح كنند ولی عملا شپشكهای نر بندرت مشاهده می گردند و تولید مثل عمدتا به طریق هرمافرودیك صورت می گیرد.

 

 

 

 

 

 

                                                                  برگرفته شده از منبع :

http://www.aftab.i r                                                                                                       /   

                                                                                                     86.2.15        

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 22:20  توسط نیما میری  | 

پیوستهای سر:
۱- شاخكها :
آنتن یا شاخك عضوی است حسی ، كه در تمام حشرات به استثنای حشرات راسته بی شاخكان و بعضی از لاروها در جلو سر وجود دارد . شاخكها دائماً در حركت هستند و یكی از حساسترین اعضاء بدن و مجهز به ضمائم حسی مختلف نظیر حس شنوائی ، چشائی ، بویائی و تماسی هستند و از تعدادی مفصل تشكیل یافته كه از نظر شكل و اندازه یكنواخت نمی باشند و شامل سه قسمت هستند.
(
۱) اسكاپ Scapus كه اولین مفصل شاخك بوده و معمولاً بلندتر و عریضتر از مفصل های دیگر است.
(
۲) پدیسل Pedicellus كه بعد از اسكاپ قرار دارد و دارای عضو مخصوص حسی به نام عضو جونسون می باشد.
(
۳) تاژك Flagellum كه شامل بقیه مفصل های شاخك از مفصل سوم به بعد می باشد.
اشكال شاخك : شاخك در حشرات به اشكال زیر دیده می شود.
۱- شاخك دوكی Fusiform : كه مفصل های ابتدائی و انتهایی شاخك كم عرض و مفصل های وسطی عریض تر است . مانند جنس Acridella
۲- شاخك نخی Filiform: كه مفصل های استوانه ای شكل و باریك است . مانند ملخ شاخ كوتاه
۳- شاخك موئی Setaceous : كه مفصل انتهایی شاخك (تاژك) باریك و به صورت موی بلند دیده می شود. مانند سوسری ها
۴- شاخك تسبیحی Moniliform : كه مفصل ها به شكل دانه های تسبیح به دنبال یكدیگر قرار دارند مانند موریانه ها .
۵- شاخك چماقی Claviform: كه عرض مفصلهای شاخك تدریجاً به طرف انتها افزایش می یابد ، مانند سوسكهای خانواده Cucujidae
۶- شاخك سنجاقی Capitate : كه چند مفصل انتهایی شاخك پهن و به شكل سر گرز یا سنجاق شده است مانند سوسكهاس خانواده Scolytidae
۷- شاخك اره ای Serrate : كه كنار خارجی مفصلهای شاخك مجهز به دندانه های كوتاه و مثلثی شكل است مانند سوسكهای خانواده Buprestidae
۸- شاخك زانوئی Geniculate : كه در این نوع شاخك ها اسكاپ طویل و در محل اتصال به پدیسل زاویه ای تشكیل می دهد. مثل مورچه ها
۹- شاخك ورقی Lamellate: كه چند مفصل انتهایی شاخك پهن و مانند پره های بادبزن فرنگی رویهم قرار می گیرند نظیر سوسك كرم سفید ریشه
۱۰- شاخك شانه ای Pectinate , Bipectinate كه كنار خارجی مفصل های شاخك دارای دندانه بلند است ، اگر یك طرف شاخك دندانه دار باشد Pectinate ، شاخك به شكل شانه یك طرفه است مانند سوسك گوزن پرنده و چنانچه دو طرف شاخك مجهز به دندانه باشد Bipectinate به شكل شانه دو طرفه است مثل پروانه ابریشم.
۱۱- شاخك میله ای Stylate : كه مفصل سوم یا مفصل انتهائی شاخك مجهز به یك زائده میله ای شكل است به نام Stylate مانند شاخك بعضی از مگسها.
۱۲- شاخك مودار Aristate: شاخك معمولا كوتاه و سه مفصلی است و مفصل سوم دارای موی درشتی به نام Arista است نظیر غالب مگسها.
۱۳- شاخك پروش Plumose كه یك طرف یا دو طرف مفصلهای شاخك مجهز به رشته های طویل و گاهی متراكم می باشد نظیر شاخك پروانه پر طاووس گلابی ونر بعضی از پشه ها.
قطعات دهان :
قطعات دهان در حشرات بسته به رژیم غذایی و فیزیولوژی گونه های مختلف متفاوت بوده و بطور كلی تیپهای ساختمانی ساینده(ملخ)
– زننده(پشه) – مكنده (پروانه) – لیسنده(مگس) – مخطط (زنبور عسل ) مشاهده می شود.
تیپ ساینده Chewing
–
این تیپ ، در حشرات راستهThysanura ، راست بالان ، سخت بالپوشان ، لارو پروانه ها و غیره مشاهده می شود و از قطعات زیر تشكیل یافته است :
۱
- لب بالا Labrum : در زیر Clypeus قرار دارد و سطح داخلی آن اپی فارنكس نامیده می شود.
۲- آرواره بالا Mandible : كه به شكل هرم مثلثی كه لبه داخلی آن دندانه دار است و به تعداد یك جفت در زیر لب بالا قرر گرفته و عمل قرار گرفتن و خورد نمودن مواد غذائی را انجام میدهند.
۳ – آرواره پائین Maxilla : كه به تعداد یك جفت در زیر آرواره های بالا قرر دارد و از قطعات زیر تشكیل شده است : پایه Cardo در قاعده آرواره های پائین كه به وسیله یك برآمدگی به تانتوریم متصل می گردد. تنه Stipesكه به شكل قطعه بزرگی است و لبه داخلی آن به نام internal lobe یاLacinia مرسوم است و معمولا مجهز به مژه یا خار می باشد . لبه خارجی آن External lobe یا Galea نامیده می شود و همچنین دارای یك پالپ چند مفصلی است .
۴
- لب پائین Labium كه قسمت متحركش به صورت قطعه ای بزرگ و قلبی شكل است و دو لبه داخلی آن تشكیل دو زبانه به نام گلوسا را می دهد كه در بعضی حشرات مثل زنبور عسل با هم یكی شده و قطعه نسبتاً بزرگی به نام زبان یا Ligula را بوجود می آورد.لبه های خارجی تشكیل زبانه های خارجی یا پاراگلوسا را می دهند كه پالپهای لب پائین در طرفین آن قرار دارند.
۵- هیپوفارنكس: یك زائده زبان مانندی است كه در جلو و یا بالای لب پائین و آرواره پائین قرار گرفته كه عضو چشائی بوده و مجاری غدد ترشحی بزاق در زیر قاعده آن باز می شوند.
تیپ زننده (مكنده زننده) Piercing
– Sucking در این تیپ آرواره های بالا و پائین به صورت میله ای باریك به نام استایلت تغییر شكل داده و برای سوراخ كردن پوست بدن حیوانات و یا بافتهای گیاهان به منظور مكیدن خون و یا شیره گیاهان مورد استفاده قرار می گیرد. این میله ها كیتینی و فاقد مو و فلس هستند . در خرطوم مفصلی ها لب پائین به شكل غلاف طویل و ناودان مانندی است كه میله ها را در بر می گیرد و آرواره های بالا و پائین به هم چسبیده و دو كانال فوقانی و تحتانی را بوجود می آورند كه از كانال تحتانی موسوم به كانال بزاقی آب دهان حشره در بافتهای نباتی و یا بدن حیوانات وارد شده و سبب رقیق شدن شیره نباتی و یا جلوگیری از انعقاد خون می شود و بسهولت از كانال فوقانی به نام كانال غذائی به طرف دهان حشره جریان پیدا می كند . لب بالا به صورت قطعه كوچكی قسمتی از خرطوم را می پوشاند .
تیپ مكنده Siphoning - این تیپ قطعات دهان در پروانه ها مشاهده می گردد در این حشرات خرطوم از اتصال دو لبه خارجی آرواره های پائینی به وجود می آید و مجرای بین آنها برای مكیدن مایعات بكار می رود و مجهز به اعضاء حسی متعدد و گاهی زائده های كیتینی است كه برای جویدن بافتهای گیاهی بكار می رود. لب پائین به صورت یك صفحه غشائی كوچك و ساده بوده و در طرفین آن پالپ های سه مفصلی قرار دارند ، لب بالا به صورت یك رشته نازك عرضی تغییر شكل داده و آرواره های بالا خیلی كوچك و یا بكلی از بین رفته اند.
تیپ لیسنده Sponging
–
حشرات لیسنده معمولا ً با خرطوم خود از مایعات تغذیه می كنند . این خرطوم زانویی شكل و متحرك و از رشد لب پایین بوجود آمده است و قاعده آن Rostrum و انتهای آن Haustellum نامیده می شود. و در انتهای قسمت هوستلوم یك قطعه اسفنجی به نام Labella مشاهده می گرددكه سطح آن مجهز به شیارهای متعدد است و هنگام تغذیه با فشار دادن قسمت اسفنجی شیارهای مزبور پر از مایع می شوند و این كانالها در انتها به كانال غذائی مربوط می گردند. كانال غذایی از اتصال دو میله Stylet كه یكی از رشد طولی لب بالا و دیگری از رشد زائده لب پائین بوجود آمده است .
تیپ مخطط Chewing
–
Lapping این تیپ قطعات دهان مخصوص راسته بال غشائیان یا زنبورها می باشد در زنبور عسللب بالا و آرواره های بالا نظیر تیپ ساینده رشد معمولی داشته و لب بالا كوچك و هلالی و یا مستطیلی شكل و آرواره های بالا خمیده و دندانه دارند . خرطوم از رشد طولی آرواره های پائین و لب پائین بوجود آمده است در آرواره های پائین پایه قوسی شكل ، تنه كشیده و ضخیم ، لبه های خارجی خنجری شكل و لبه های داخلی از بین رفته و یا به صورت قطعه كوچكی در قاعده لبه خارجی دیده می شوند . در لب پائین چانه مثلثی شكل و زبانه های داخلی یا گلوسا قطعه طویلی به نام زبان یا Ligula را می سازندو زبانه های خارجی یا پاراگلوسا به صورت یك قطعه كوچك در قاعده آن دیده می شوند .زبان قابل انعطاف و دارای مجرای ترشحی بزاق است.
ت
–
قفسه سینه ( ( Thorax و ضمائم آن :
قفس سینه از جلو به گردن و از عقب به شكم اتصال دارد و از سه حلقه پیش قفس سینه
– میان قفس سینه و پس قفس سینه تشكیل یافته در حشرات بالدار دومین و سومین حلقه قفس سینه –
مجهز به بال می باشند . در حشرات با پروازهای طولانی و سریع میان قفس سینه به علت رشد فوق العاده ماهیچه های مربوط به بالها بیش از دو حلقه دیگر بزرگ شده و بر عكس در حشرات دونده و یا كم پرواز رشد پیش قفس سینه بیشتر از میان قفس سینه است . هر یك از حلقه های قفس سینه از دو نیم حلقه پشتی ، شكمی و قطعات پهلوئی تشكیل یافته است . به دنبال هر یك از گرده ها یك قطعه پس گرده وجود دارد كه در اصل همان Acrotergite می باشد. هر یك از گرده ها از سه قسمت پیش گرده سپر و سپرچه تشیل یافته و قسمت سپرچه در بعضی از حشرات مانند بعضی از سن ها رشد زیاد كرده و گاهی تمام شكم را می پوشاند.
سه نیم حلقه زیرین قفس سینه بترتیب به نامهای پیش سینه Prosternum ،میان سینه Mesosternum و پس سینه Metasternum نامیده می شود و هر یك از آنها به نوبه خود از قسمتهای Sternum . Sternellum .Presternum تشكیل یافته است.قطعات
پهلوئی در طرفین

سبب اتصال گرده ها به سینه ها می گردند و هر یك از قطعات پهلوئی از دو قطعه جلوئی و عقبی تشكیل یافته است . در حشرات استیگمات های قفس سینه ای در قسمت های پهلوئی ، میان و پس قفس سینه قرار دارند . ضمائم قفس سینه عبارتند از:
۱
- پاها (Legs):
پاها از ضمائم قفس سینه و عضو اصلی حركت و راه رفتن حشرات می باشند و بسته به شرایط زندگی زندگی تغییرات ساختمانی در آنها مشاهده می شود . تعداد پاهای سینه در حشرات سهخ جفت (۶عدد) می باشد و از این جهت آنها را شش پایان ( Hexapoda ) می نامند. هر پا از قسمتهای زیر تشكیل یافته است .پیش ران – پی ران – ران –ساق – پنجه – پیش پنجه (پیش پنجه معمولاً دارای یك جفت ناخن می باشد كه در قاعده دارای اندامهای كیسه مانندی به نام بالشتك كناری و گاهی در فاصله آن زائده باریك و مو مانندی به نام بالشتك وجود دارد. )
رشد قسمتهای مختلف پا در تمام حشرات یكسان نبوده و بر حسب محل زندگی و نوع فعالیت حشره متفاوت است . اشكال عمده پا به قرار زیرند
(
۱
) پاهای دونده – در این تیپ پا ، ران و ساق طویل و باریك می باشند مانند سوسری ها
(
۲
) پاهای رونده – پاهای كوتاه ، ران و ساق قوی و پنجه پهن است مانند سخت بالپوشان
(
۳
) پاههای كننده – در حشرات با پاهای كننده ساق پاهای جلوئی و گاهی پنجه پهن و مجهز به دندانه های تیز است مانند آبدزدك .
(
۴
) پاهای جهنده – در ملخ ران پاهای عقب طویل و عریض و ساق آنها بلند است .
(
۵
) پاههای شكاری – در پاههای جلوئی ران پا مجهز به خارهای بلند و دارای شیاری است كه ساق پا در صورت لزوم در آن قرار می گیرد و همچنین ساق مجهز به دندانه یا خار است مانند شیخك
(
۶
) پاهای شناوری – در حشرات آبزی پاها به شكل پارو در آمده و ران و ساق پهن ، طویل و پوشیده از موهای متراكم است مانند سن های آبی

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 22:18  توسط نیما میری  | 

انعكاس – عبارت است از عكس العمل غیر ارادی است، كه در آن یك نرون حساس ، یك نرون محرك و یك عقده عصبی دخالت دارند و بر دو نوع است: انعكاس ساده و انعكاس مركب، در انعكاس ساده فقط یك عقده عصبی و در انعكاس مركب چندین رشته و عقده عصبی دخالت دارند. تروپیسم و تاكتیسم عكس العمل حیوان در مقابل عوامل محركه محیط خارج نظیر نور و حرارت و رطوبت می باشد كه با تغییر جهت یا حركت آن به سمت و یا جهت مقابل عامل محرك است . تروپیسم شامل گرایش یا تغییر سمت و تاكتیسم به مفهوم حركت به سمت عامل تحریك و یا فرار از آن می باشد. گرایش و كشش به سمت نور، فتوتروپی یا فتو تاكسی گرایش و كشش به سمت حرارت ، ترموتروپی یا ترموتاكسی گفته می شود.
ج
–
اعضاء حسی در حشرات :
۱
- حس بینائی:رشد این حس در گونه های مختلف حشرات متفاوت است. چنانچه در حشراتی كه در زیر زمین و نقاط تاریك زندگی می كنند اعضاء بینائی رشد كمی داشته و یا از بین رفته اند و در بقیه حشرات این حشرات این اعضاء شامل چشم های ساده و چشمهای مركب می باشند.
(
۱) چشمهای ساده به صورت نقاط شفاف در طرفین و یا جلوی سر قرار دارند، چشم های ساده جانبی در لاروها از ۱ تا ۷ عدد در هر طرف سر تغییر می كنند. چشمهای ساده پشتی در حشرات كامل و پوره حشرات با دگردیسی ناقص وجود دارند و معمولا سه عدد هستند كه یكی در قسمت پیشانی به نام چشم ساده میانی و دو عدد دیگر در طرفین پیشانی مشاهده می شوند. متشكل از سلولهای بینائی كه محور آن رابدوم Rhabdom را تشكیل می دهد. مشاهده می شود . در بعضی حشرات لایه سلول های رنگین در زیر شبكیه قرار دارد و در بعضی از لاروها ساختمان این چشمها بسیار ساده و فقط از چند سلول بینائی تشكیل یافته است .
(
۲) چشمهای مركب در حشرات كامل به تعداد یك جفت در طرفین سر به اشكال بیضی ، گرد، نیم كروی و یا لوبیائی قرار دارند وعضو اصلی بینائی هستند.هرچشم مركب ازچند واحد بینائی به نام اوماتیدی Ommatidie تشكیل شده و تعداد آنها در حشرات مختلف متفاوت است. چنانچه در كرم شب تاب۲۵۰۰ ، در مگس خانگی ۴۰۰۰ و در سوسك Dytiscus ۹۰۰۰ عدددر هر چشم مركب می باشد.هر اوماتیدی شبیه یك چشم ساده بوده و از سه قسمت قرنیه، عدسیه، وشبكیه یافته است. قرنیه به شكل عدس كوچك و شفاف از جنس كوتیكول است عدسیه متشكل از چهار سلول بلوری است كه به مخروط بلوری مرسوم است . شبكیه از ۶ تا۸ سلول حسی طویل و رنگی تشكیل شده و در محور بینائی یا رابدوم قرار دارند.عدسیه وشبكیه هر اوماتیدی به وسیله غلافی از سلولهای رنگین به نام عنبیه احاطه شده اند .انتهای رشته های عصبی سلولهای بینائی به عصب های مربوط و سپس به عقده های بینائی در مغز جلوئی متصل می گردند.
طرز بینائی در چشمهای مركب
– بینائی در اوماتیدی ها ، یا به طریق تشكیل تصویر پهلوی هم صورت می گیرد . در این حالت اوماتیدی ها از یكدیگر مجزا بوده و هر یك از آنها تصویر قسمتی از جسم مورد نظر را در قاعده عدسیه به طور معكوس می سازد و تصویر كامل و حقیقی از پهلوی هم قرار گرفتن این تصاویر حاصل می گردد و این حالت در پروانه های روز پرواز و زنبورها ومگس ها و سخت بالپوشان وجود دارد و یا اوماتیدها از یكدیگر مجزا نبوده و تصویر نهائی از روی هم قرار گرفتن چندین تصویر جزء حاصل می گردد. و این حالت در پروانه های روزپرواز و زنبورها و مگس ها و سخت بالپوشان وجود دارد و یا اوماتیدها از یكدیگر مجزا نبوده و تصویر نهائی از روی هم قرار گرفتن چندین تصویر جزء حاصل می گردد. حشرات بر خلاف انسان اشعه ماوراء بنفش را تشخیص می دهند ، ولی بر عكس ، اكثر آنها رنگ قرمز را درك نمی كنند. به همین لحاظ رنگها در نظر حشرات با آنچه ما می بینیم فرق دارد.
۲
- حس شنوایی: اعضای حس شنوائی در حشرات مختلف، متفاوت است در بعضی از حشرات مانند پروانه ها موههای ظریف سطح بدن از نظر حس شنوائی اهمیت دارند. در سوسری ها وسیرسیركها موههای حسی پیوستهای انتهای شكم نسبت به ارتعاشات خیلی ضعیف و یا قوی حساس هستند . اعضاء كردوتونال Chordotonal در قسمتهای مختلف بدن بعضی از حشرات تمركز داشته و اعضاء شنوائی دیگری به نام عضو جونسون Johnston در مفصل دوم شاخك پشه های تیره Culicidae مشاهده می شود. كامل ترین دستگاه شنوائی ،عضو Tympanal است كه به منزله گوش حشرات به حساب می آید و در مل های شاخك كوتاه به شكل یك جفت حفره شفاف در طرفین اولین مفصل شكم قرار دارند و در ملخها شاخك بلند و سیرسیرك به صورت پرده كوچك و سفید رنگ ، در قاعده ساق پاهای جلویی دیده شده و در زنجره های خانواده Cicadidae درحلقه دوم سینه مشاهده می گردد . عضو تیمپانال متشكل از یك پرده كوتیكولی نازك و شفاف به نام طبل و در زیر آن اعضاء شنوائی به نام اسكولوپیدی Scolopidi قرار دارند.
۳- حس لامسه – جلد كوتیكولی بدن حشرات اگر چه سبب مقاومت وپایداری آنها نسبت به ارتعاشات وفشارهاست ، ولی موهای حسی و خارهای پراكنده در سطح بدن ، سبب حساسیت آنها نسبت به عوامل محیط خارج بوده و این موها به وسیله سلولهای حساس دو قطبی جلد به مراكز عصبی مربوط می شوند . در پشته ها ، شاخكها مجهز به موههای حسی حرارتی و یا موهای حسی رطوبتی هستند. عامل موثر در نزدیك شدن پشه های خونخوار به بدن انسان علاوه بر بو ، حرارت بدن نیز هست. اعضاء لامسه دیگر از قبیل عضو حسی كامپانیفرم Campaniforme در بال پروانه ها و یا هالتر در دوبالان ، اعضاء اسكولوپیدی در شاخكها و پالپهای دوبالان و عضو جونسون در مفصل دوم شاخكپشه های خانواده Culicidae رشد قابل توجه داشته ، سبب حساسیت آنها نسبت به عوامل محركه محیط خارج می گردند .
۴- حس چشائی – این حس معمولا در حشرات قوی است ، چنانچه زنبور عسل طعم های شیرین ، شور، تلخ و غیره ... را از یكدیگر تمایز می دهد، و این عمل را به كمك موهای حسی موجود در سطح زائده های لب بالا و پائین و پالپهای آرواره پائین و حتی پنجه ها انجام می دهد. گاهی موهای حسی چشائی در آلت تخمریز (سیرسیركها و بعضی از زببورهای پارازیت ) پراكنده هستند.
۵- حس بویایی – حشرات معمولا به وسیله بوهائی كه برای انسان غیر قابل درك است جلب می شوند. اعضاء بویائی به صورت موهای حسی و یا فرورفتگی های كوچك جلدی در سطح بدن حشرات پراكنده هستند . پروانه نر طاووس گلابی به وسیله بوی مخصوص جنس مخالف تا فاصله ۵ كیلومتری آن را پیدا می كند
. تله های فرمونی كه امروزه جهت بررسی تغییرات جمعیت حشرات بكار می روند بر این اساس ساخته شده اند . حس بویائی در بعضی از حشرات از نظر اتنخاب میزبان و محل تخمریزی اهمیت دارد ، چنانچه پروانه های خانواده Pieridae به طرف بوی كلم جلب می شوند ، زنبورهای پارازیت جنس Trichogramma هنگام تخمریزی تخم های پارازیت شده میزبان را با بوی آنها از تخمهای سالم تشخیص می دهند . حس چشائی همراه حس بویائی عامل مهمی تغذیه و تخم ریزی حشرات محسوب می گردند.
آنتوژنی و بیولوژی :
نشو و نمای حشرات از بدو پیدایش تا رسیدن به مرحله بلوغ شا مل دو مرحله است : یكی دوره نشو و نمای جنینی و دیگری نشو و نمای بعد از جنین
الف
– نشو و نمای جنینی :
تخم در حشرات سانترولیست Centrolecite است و هسته آن مركزی است و اطراف آن یك طبقه ویتلوس ( Vitellus ) یا مواد غذائی به نام دوتو پلاسم ( Deutoplasme ) قرار گرفته است .بین این صبقه و غشاء تخم یك طبقه پروتو پلاسمی بنام پریپلاسم یا پلاسمای جداری وجود دارد. هسته در این نوع تخم ها ابتدا به چندین قسمت می شود و این تقسیمات به قسمت پریپلاسم منتقل می گردد. سپس پریپلاسم به تعداد هسته ها تقسیم شده و اطراف هسته ها می گیرد و در نتیجه در سطح خارجی تخم یك حالت چند سلولی ایجاد می شود و به این ترتیب بلاستودرم (Blastoderme ) تشكیل می شود و سلولهای ناحیه شكمی بلاستودرم باریك شده و شكل استوانه پیدا می كند و نوار جنینی ( Bandelette ) در سطح شكمی و پشتی تخم تشكیل می شود. در نوار جنینی سلولهای مزودرمی تشكیل می گردد و سه لایه آكتودرم ، آندودرم و مزودرم مشخص می شود. اطراف سلولهای مزودرم دو پرده سلولز به نام آمینوز ( Amniose ) و سروز ( Seruse ) بوجود می آید. بطوریكه جنین در یك حفره به نام حفره آمنیوتیك (Cavite- Amniotique) محصور می گردد و جنین به رشد خود ادامه می دهد و در اغلب حشرا ت جنین تا آخرین مرحله رشد در قسمت شكمی و خارج از دوتوپلاسم باقی می ماند . ولی در پروانهها و زنبورهای خانواده Tenthredinidae نوار جنینی بداخل ویتلوس تخم فرو می رود و این عمل بلاستوسینز ( Blastocinese ) نام دارد و شامل دو مرحله حركتی است ، حركت جنین از قسمت شكمی قسمت پشتی و برگشت جنین از قسمت پشتی به شكمی جنین پس از طی این سه مرحله مرولا ، بلاستولا، و گاسترولا از جهت عرضی به چندین حلقه تقسیم می گردد. (Metamerism ) و در نتیجه دو ناحیه مشخص ، سر اولیه protocephalon و بدن اولیه protocrom در طول جنین بوجود می آید. سه مفصل ناحیه اول و سه مفصل اول ناحیه دوم مجموعا سر را تشكیل می دهند ، سه مفصل دوم ناحیه دوم ، سینه و بقیه مفصلهای ناحیه دوم شكم را می سازند.
ب- نشو و نمای بعد از دوره جنینی :
در حشرات پس از پایان دوره نشو و نمای جنینی نوزادی به نام لارو یا پوره از تخم خارج میشود كه دارای دو خصوصیت اصلی ، یكی تغییر جلد ( Ecdysis ) و دیگری دگردیسی Metamorphosis) ) می باشد. تغییر جلد در دوره نشو و نمای بعد از جنین در چند نوبت و به فواصل معین صورت می گیرد.
۱
- تغییر جلد و مكانیسم آن :
این پدیده یك نوع تغییر و تحول ساختمانی است ،كه تعویض جلد كیتینی یكی از علائم ظاهری آن می باشد .

تغییر جلد انگیزه هورمونی دارد كه به وسیله هورمونهای تغییر جلد به وسیله یك یا چند غده آندو كربن ترشح می شود و در مرحله لاروی یا پورگی صورت می گیرد. در حشرات با دگردیسی ناقص ظهور تدریجی صفات حشره كامل در مرحله پورگی مشاهده می گردد. فاصله بین دو تغییر جلد در مرحله لاروی یا پورگی سن (instar ) نامیده می شود . عوامل خارجی نظیر حرارت ، رطوبت و رژیم غذائی باعث تغییراتی در تعداد دفعات تعویض جلد در حشرات می‌گردد. تعداد سن پورگی یا لاروی به تعداد دفعات تعویض جلد در حشرات می گردد . تعداد سن پورگی یا لاروی به دفعات تعویض جلد بستگی دارد و در گونه های مختلف حشرات متغیر است. تغییر جلد رادیاستازهای هضم كننده وكوتیكول درونی و همچنین تركیبات دفعی نظیر اوكسالات‌ها و اورات ها تشكیل می دهد . جهت انجام تغییر جلد ابتدا حشره در یك نقطه ثابت شده و فعالیت غذائی خود را متوقف می سازد و سپس مقدار زیادی هوا و یا آب وارد بدن خود كرده و به این ترتیب به فشار داخلی بدن می افزاید. و در نتیجه جلد كهنه از ناحیه پشت سر و قفس سینه شكافی به شكا T پیدا می كند و حشره خود را با حركات مخصوص از همان شكاف از داخل جلد كهنه خارج می كند. جلد تازه تدریجا تغییر رنگ داده ،سختی آن افزایش می یابد . مراكز ترشح كننده هورمون های تغییر جلد ، سلولهای بزرگ عصبی ترشحی در قسمتهای جلوئی و میانی مغز اول می باشند كه هورمون مغزی ترشح می كنند . این هورمون به نوبه خود سبب فعال شدن غده پیش قفس سینه ای prothoracic gland می گردد كه ترشحات هورمونی این غده عامل تغییر جلد است

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 22:17  توسط نیما میری  | 

۲- بال ها (Wings) :
حشرات معمولا دارای دو جفت بال هستند كه در طرفین حلقه دوم و سوم قفس سینه به بدن متصل می باشند و رشد و ساختمان آنها بسته به محل زندگی و نوع فعالیت حشره متفاوت است . بی بالی كه به ندرت در راسته بالداران مشاهده می شود در نتیجه سازش حشرات با محیط زندگی انگلی (شپش ها ) و گاهی دو شكل جنسی (شپشكهای نباتی) و یا چند شكلی (شته ها) می باشد.
در مگس ها و افراد نر شپشكهای نباتی بالهای زیرین تبدیل به عضو حسی Balancier به شكل سنجاق شده اند . بالها به دو صورت غشائی و كیتینی می باشند. بالهای غشائی ، شفاف و نرم رگبندی آنها مشخص است و بالهای كیتینی كه در راسته سخت بالپوشان وجود دارند در عمل پرواز دخالت نداشته و فقط برای حفاظت بالهای زیرین بكار می روند و جنس آنها كیتینی و سخت و رگبندی آنها نا مشخص است . در این حشرات بالهای عقبی پهن و مخصوص پرواز بوده و هنگام استراحت مثل باد بزن در زیر بالپوشها جمع می شوند . تزئینات بالها در حشرات مختلف متفاوت است چنانچه بال پروانه ها مجهز به فلس های رنگارنگ و بال زنبورها شفاف و فاقد رگبندی زیاد و بر عكس در بال توری ها رگهای طولی و عرضی بال زیاد می باشند . گاهی بالهای موها و كركها و ریشك هایی هستند ، مانند بال تریپس ها . از نظر ساختمان داخلی رگهای بال محتوی خون و یك تراشه و گاهی یك رشته عصبی بخصوص در بالهائی كه دارای موهای حسی هستند وجود دارد. سطح بال را می توان به بخشهای جلوئی ، عقبی و محوری تقسیم نمود. بخش جلوئی بال را كه دارای رگهای طولی متعدد است بخش رمیژیوم Remigium بخش عقبی نرم و تا شونده را وانوس می نامند و این دو قسمت به وسیله چین وانال از یكدیگر مجزا می شوند. بر طبق نظریه كامستوك و نیدهام رگهائی طولی بال به قرار زیر هستند :
(
۱) رگ كناری: Costal در لبه جلویی بال قرار دارد و معمولاً ساده است .
(
۲) رگ زیر كناری Subcostal مقعر و معمولاً ساده است.
(
۳) رگ شعاعی Radial معمولا چند شاخه است .
(
۴) رگ میانی Medial ابتدا دو شاخه و گاهی هر یك از شاخه ها به چند شاخه ثانوی تقسیم میشوند.
۵) رگ بازوئی Cubital معمولا چند شاخه است .
(
۶) رگ عقبی Anal آخرین رگهای طولی بال و تعداد آن متغیر است.
(
۷) رگ ژوگال Jugal بعد از رگهی آنال در میدان ژوگال قرار دارند و معمولا دارای چند رگ هستند.
رگهای عرضی بال در حد فاصل طولی و به طور عمود یا مایل به آنها قرار دارند رگهای عرضی كه از نظر رده بندی اهمیت دارند ، به قرار زیر هستند :
(
۱) رگ عرضی بازوئی بین رگهای كناری و زیر كناری نزدیك به قاعده بال قرار دارد (h)
(
۲) رگ عرضی شعاعی ، رگهای طولی شعاعی را به یكدیگر متصل می كند(r)
(
۳) رگ عرضی شعاعی – میانی ، بین رگهای شعاعی و میانی قرار دارند(r-m)
(
۴
) رگ عرضی میانی ، رگهای میانی را به یكدیگر متصل می كند (m)
(
۵) رگ عرضی بازو ئی ، بین دو رگ میانی و بازوئی قرار دارد(m-cu)
سلولهای بال ، از تقاطع رگهای طولی و عرضی سلولهای بال بوجود می آیند . این سلولها باز یا بسته بوده و در رده بندی بعضی از حشرات نطیر زنبورها و پشه ها اهمیت فوق العاده دارند. مثلاً در پروانه ها سلول دیسكال كه در حد فاصل رگهای شعاعی و میانی و حجره تیریدیال در حد فاصل رگهای میانی و بازوئی قرار دارند.
ث- شكم : ( Abdomen)
سومین قسمت بدن حشره می باشد و به اشكال استوانه ای ، پهن ، گرد و یا در طرفین كتابی دیده می شود تعداد حلقه های آن در حشرات مختلف متفاوت است ، از شش حلقه در حشرات عصبی و دستگاه تناسلی و دفعی است . هر حلقه شكم از دو نیم حلقه پشتی و شكمی تشكیل یافته كه به وسیله قطعات پهلوئی به یكدیگر متصل می گردند و منافذ تنفسی در این قطعات قرار دارند. حلقه های شكم معمولاً سخت و بندرت پوشیده از مو ، كرك ، فلس و تزئینات دیگر هستند . در حشرات كامل شكم مجهز به اعضای تناسلی و جفتگیری است.
پیوستهای شكم:
حلقه های شكم در بعضی از حشرات مجهز به پیوستهایی هستند . چنانچه در لاروهای یكروزه و بهاره هفت حلقه شكم مجهز به پیوست های تنفسی تراشه
– برانشی می باشند . در لارو پروانهها و بعضی از زنبورهای زیر راسته Symphyta استرنیت های شكم مجهز به تعددادی پاهای دروغی به نام پاهای شكمی هستند كه ساختمان مفصلی ندارند و به صورت برآمدگی هایی میباشند كه در انتها به یك لبه تو رونده به نام پلانتا و قلابهائی در روی آن ختم می شوند. شكل پلانتا – تعداد قلابها و همچنین طرز قرار گرفتن آنها فوق العاده متغیر است و از نظر تشخیص و رده بندی اهمیت دارد. چنانچه در لارو پروانه های Microfrenates قلابها در حول یك دایره كامل قرار داشته و خمیدگی آنها به طرف خارج است و در لایه پروانه هاMicrofrenates قلابها به صورت نیم دایره در لبه خارجی پلانتا قرار داشته و خمیدگی انتهای قلابها به طرف داخل است. پاهای شكمی در لارو زنبورهای زیر راسته Symphyta فاقد قلاب است . انتهای شكم در بعضی حشرات مجهز به یك جفت زائده به نام سرسی Cerci می باشد.
دوم
–
تشریح و فیزیولوژی:
الف
–